![]() |
رهگذر عاشق |
![]() |
| حرفهای عاشقانه - دانلود آهنگ |
|
عاشقانه هایی دیگر با رهگذر عاشق
|
|
سلام میکنم خدمت یاران و همراهان همیشگی
ببخشید که من یه خورده کم حرفم ( البته نه در حرفهای عاشقانه ) . خوب بریم سراغ مطالب امروز...
صفر- سفر از منتهای رحم يک آشنا آغاز گشت دو- گهواره ايست آشنا لالائی می خواند... سه- می خندم؛ کوچه را به بازی می گيرم و آدم ها را نمی شناسم... چهار- زندگی آبی است ولی من هنوز کوچک و ساده مانده ام. پنج- حس غريبی در زير پوستم موج می زند؛ آشنا مراقب است بروز نکند. شش- به هفت نزديک می شوم ولی هنوز عاشق نگشته ام! هفت- بازی ها پايان ندارند؛ نفس هايم تند می زنند و قلبم فضای کوچکی برای زيستن دارد؛ می گويند عاشق گشته ام.... هشت- هفت به پايان رسيد اما هنوز حرف برای گفتن زياد دارم! نه- ديگر حرفی ندارم طنين واپسين قدم هايت گوشهايم را می نوازند: يک ساحل... يک دنيا تنهايی... راستی! "يک " را نشمردم: رويايی نوشين از بستر خواب خدا در منطق بيداری ام جاری گشت...
غروب است غروبی يخبندان،قلبها از حرکت افتاده و زندگی شور و نشاط هميشگی را ندارد و من مانند هميشه دور از تو در خلوت اطاق به گوشه ای پناه برده ام و باز می نويسم. می نويسم تا اندکی از دردهايم کاهش يابد،می نويسم تا شايد روزگار خوب و خوش گذشته را در من تکرار کند،می نويسم تا شايد لحظه ای از ساعتهای با تو بودن را به ياد آورم.آری می نويسم تا بعد از من و بعد از گذشت سالها آن را بخوانی و لحظه ای به يادم افتی. از زندگی با تمام خوشيهايش با تمام خنده هايش و با تمام زيبائيهايش متنفرم،دلم می خواهد از اين قفس رهايی پيدا کنم و بتوانم لحظه ای با تو و در کنار تو باشم و با تو درد دل کنم. وقتی تو با من هستی همه چيز معنی دارد و زيباست و سخنان دلنشين است سخنانی که از اعماق وجودت بر می خيزد و با تمام حلاوت به جانم می نشيند و به من زندگی می دهد. وقتی با صدای زيبايت مرا نصيحت می کنی وقتی شاديهای گذشته را با صدای پر از عطو فت و مهربانی برايم تعريف می کنی و وقتی من با صدايی که مملو از هزاران غم و غصه است با تو درد دل می کنم چه معصو مانه به من چشم می دوزی و از دل و جان به سخنان من گوش می کنی. در آن لحظه از ياد نرفتنی کسی جز من و تو و خدايمان و شايد آن درخت بيد مجنون به حرفهای ما گوش ندهد آه چه زيباست در زير آن درخت نشستن و به سخنان تو گوش دادن شايد روزی فرا رسد که ما اولين دوران دوستيمان را بياد آوريم و بر روزگار گذشته حسرت بخوريم پس تو ای دوست:
در شبی که آخرين ستاره اين آسمان به خواب می رفت
خوب این ۲ متن پایین هم یکی از دوستان در قسمت نظرات لطف کردن و فرستادند . شما هم اگه دوست دارید حرفها - متنها و یا شعرهای عاشقانتون اینجا ثبت بشه میتونین در قسمت نظرات بگید تا بزارم تو وبلاگ .
آنقدر دوستت دارم که به هیچ چیز به جز تو در زندگی فکر نمیکنم..... توسط آقا دانیال
من بر آن سنگ قبري گريسته ام اين منم، آن افسرده به بالين تنهايي خويش هر روز بیگانه ز خویشتن شدیم توسط آقا دانیال خوب عزیزان اینم از مطالب امروز امیدوارم که از مطالب امروز خوشتون اومده باشی .
|
|
2 نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم شهریور 1384ساعت 18:51 توسط نو ید |
|
|
متن ها و شعر های عاشقانه
|
|
سلام می کنم خدمت دوستان گل
خوب بریم سر مطالب امروز...
راستی ... چرا وقتی می خوائیم بریم توی رویا چشمامون رو میبندیم ؟ وقتی می خوائیم گریه کنیم ؟ وقتی می خوائیم فکر کنیم ؟ وقتی می خوائیم تصور کنیم ؟ وقتی می خوائیم کسی رو ببوسیم ؟ وقتی می خوائیم از ته دل آرزو کنیم ؟ نمیدونی ؟ عیبی نداره من بهتون میگم . این به این دلیل که قشنگترین چیزهای دنیا و زندگی قابل دیدن و رویت نیستن ...
زندگی گفت : که آخر چه بود حاصل من ؟ عشق فرمود : چه بگوید این دل من ؟ عقل نالید : کجا حل شود این مشکل من ؟ مرگ خندید و گفت : در این خانه ویرانه من...
از بين خواهد رفت
خلقت عقل و دل انسان...
می تواند به تعداد انسانهای ديگر باشد
دوست داشتن می تواند برای مصلحت ديگری جدائی را تصميم بگيرد
میکند
و دوست داشتن از نظر انسان...
بدرستی که خدا برتر از انسان است....
خوب این چند تا غزل پایین هم یکی از دوستان لطف کرده و در قسمت نظرات نوشته . این غزل ها هم با نام این دوست عزیزمون در رهگذر عاشق می ذارم . راستی شما هم میتونید اگر متن یا شعر و ... عاشقانه ای داشتید در قسمت نظرات بگید تا با نام خودتون بذارم تو رهگذر عاشق . تمام می شود تمام خوابهای تلخ من پر از عشقم و يک معشوقه ی مبهم
خوب دوستان عزیز این هم از مطالب امروز امیدوارم که خوشتون اومده باشه . نظر یادتون نره خواهشن . فعلاً خداحافظ عزیزان ...
|
|
2 نوشته شده در
شنبه بیست و ششم شهریور 1384ساعت 17:23 توسط نو ید |
|
|
دوری عزیزی....
|
|
سلامی دیگر خدمت دوستان عزیزم که به
راستی یکی از دوستان در قسمت نظرات خواسته بود که از خودم بیشتر بگم . نام : رهگذر عاشق شهرت : مهر و صفا محل تولد : عشق آباد نام پدر : زحمتکش شماره شناسنامه : گروه خون : +عشق جرم : سرقت دل مجازات : یک عمر به امید عشق پاک خوب بریم سر مطالب عاشقانه امشب ...
درحساب عشق يک +يک مساوی است با همه چيز و دومنهای يک برابرهيچ عشق چيزی جزيافتن خويش در ديگران و شادکامی در شناخت نيست عشق همانند پروانه ايست که اگر سفت بگيری له ميشودو اگر سست بگيری ميگريزد عشق چون ميوه است. ممکن است خوب به نظرآيد اما تا وقتی که نرسيده آن را گاز نزن عشق غلبه خيال بر خرد است مرد به کرات عشق ميورزد ، اما کم . ولی زن به ندرت ،اما بسيار مردها همواره ميخواهنداولين عشق يک زن باشند و زنها دوست دارن آخرين عشق يه مرد باشند تنها پاداش عشق ، تجربه عاشقی است عشق، قانون نمی شناسد ودوست داشتن ، اوج احترام به مجموعه ای از قوانين عاطفی است عشق ، معيارها را بهم می ريزد و دوست داشتن برپايه ی معيارها بنا ميشود عشق ،ويران کردن خويشتن است و دوست داشتن ساختنی عظيم عشق فوران می کند چون آتشفشان و سرازير ميشود چون آبشاری عظيم دوست داشتن جاری ميشود چون رودخانه ای بر بستری با شيب نرم عشق دق الباب نميکند،مودب نيست ، حرف شنو نيست ، درس خوانده نيست ، درويش نيست
ای بسته به تو همه وجودم من لايق عشق تو نبودم عشقی که نهفته در دلم بود در راه محبت تو کم بود من ازتو ز تو به خود رسيدم با عشق تو من خدا رو ديدم بی تو رفتم بی تو ماندم باورم هرگز نبود بی تو بمانم بی تو خسته دل شکسته ای همه بود و نبودم سوگند به خالق محبت سوگند به پاکی و صداقت اکنون که جدا از تو غريبم زان عشق تو گشته بی نصيبم من بی تو ز جان خويش سيرم كاش می شد به پای تو بميرم
بيا تا بگويم چه اندازه تنها ئی من بزرگ است بيا تا بگويم از تو از دلتنگی هايم از هر چه دارم بيا تا بگو يم چه اندازه تنها ئی من بزرگ است بيا تا بگويم از تو تو ای تازه ترين ای سر شارترين نغمه عشق تو که سر شارترين عاطقه را نزد تو پيدا کردم تو که سنگ صبورم بودی در تمام لحظه هائی که خدا شاهد غم و اندوهم بود به تو می انديشم به تو می بالم روزها می گذرد عشق ما رو به خدائی شدن است رو به هر حسی که در اين عالم است دوستت دارم از همين نقطه خاکی دوستت دارم از زمين تا به خدا دوستت دارم و خواهم داشت بيشتر از ديروز باکی ندارم از هيچ کس و هرکس ای عزيز از اين که تو را دارم با تو می مانم و تاوان آن هر چه باشد باشد...
خوب مطالب امشبم به پایان رسید . امیدوارم که خوشتون بیاد. نظر یادتون نره لطفا
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1384ساعت 4:22 توسط نو ید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
زندگی رسم خوشایندیست........زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ........زندگی پرشی دارد اندازه عشق.........زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود........زندگی حس قریبی است که یک مرغ مهاجر دارد........زندگی سوت قطاریست که در خواب پلی می پیچد........زندگی گل به توان ابدیت........زندگی ضرب زمین در ضربان دل هاست......
×((عزیزان برای عضویت در رهگذر عاشق توسط خبرنامه در قسمت اول نام خود و در قسمت دوم ایمیل خود را وارد کنید . ممنونم .))× |
|
RSS
|